اصول فقه 4 بحث سیره
سیره را تعریف کرده و در رابطه با آن توضیح دهید.
سیره عبارت است از ادامه ی عادت و روش انسانها و هم فکری و هم دستی عملی آنها بر انجام یا ترک کاری.
منظور از (الناس) همه ی عاقلان و یا همه ی مسلمانان و غیر مسلمانان می باشد.
اگر همه ی انسانها از هر نژاد و قوم و قبیله ای که باشند، چیزی را قبول داشته باشند به آن سیره ی عقلائیه یا بناء (روش) عقلاء گویند.
اگر همه ی مسلمانان از جهت مسلمان بودن (از هر فرقه و گروهی که باشند) یا اختصاصا معتقدان به یک فرقه ی خاص از مسلمانان مثل امامیه وقتی به روشی عمل کنند، سیره در این هنگام سیره ی متشرعه نامیده می شود.
منظور از بناء عقلاء چیست؟ توضیح دهید.
بناء عقلاء به عنوان دلیل محسوب نمی شود، مگر وقتی که از آن به طور یقینی موافقت شارع و امضاء او با عملکرد عقلاء کشف گردد. زیرا به وسیله ی یقین حجیت هر حجتی ثابت می گردد.
موافقت شارع با یک عمل چگونه با بناء عقلاء کشف می شود؟
وقتی به روش عقلاء نظاره می شود از دو حال خارج نیست:
1) با دقت در سیره متوجه می شویم شارع خود هم مسلک و هم روش با عقلاء است و همانند آنها عمل می کند.
2) با دقت در سیره، به خاطر وجود مانع نمی توان کشف کرد که شارع با روش عقلاء موافق است.
اگر حالت اول محقق گردد، و ثابت شود شارع از عمل به روش عقلاء ردع و منع کرده است، پس روش عقلاء قطعا حجیت ندارد. و اگر ثابت شود شارع منع کرده است معلوم می شود شارع با عمل عقلاء متحد است و موافق آن می باشد. زیرا شارع خود یکی از عقلاء است بلکه رییس آنها بوده اگر به عملی از اعمال آنها راضی نباشد هر آینه روشن می شود آن را کنار گذاشته و قبول ندارد و اگر راضی باشد نشان می دهد خود به آن عمل کرده و موافق آن خواهد بود.
اگر مورد دوم باشد، به وسیله ی جریان سیره ی عقلاء در انجام روش عقلائیه در امور شرعی همان گونه که در استصحاب وجود دارد، روش و عمل عقلاء دانسته می شود. اما روش عقلاء در رجوع به اهل خبره در اثبات لغات دانسته نمی شود.
نتیجه ی بحث پیرامون کشف بناء عقلاء چیست؟ توضیح دهید.
1) وقتی دانسته شود شارع مقدس هم مسلک با عقلاست و به عمل آنها عمل می کند، آنگاه با بررسی در عملکرد شارع، مخالف او با عملی کشف نشود، با این کشف بدست می آید شارع با عقلاء موافق بوده و عمل آنها را پذیرفته است. و اگر با عمل عقلاء موافق نباشد و بدان رضایت نداشته باشد حتما باید به هر ترتیبی که شده مخالفت خود را اعلام دارد و اثری از مخالفت شارع باید باشد پس اگر مخالفتی کشف نشود شارع با آن موافق بوده و آن عمل را پذیرفته است.
2) اگر به خاطر وجود مانع نتوان کشف کرد شارع با روش عقلاء موافق است. در این صورت با عدم ثبوت ردع، نمی توان موافقت شارع را کشف کرد، زیرا شاید شارع از اجراع آن عغمل ردع کرده باشد و عقلاء آن را اجراء نکرده باشند و یا شاید عقلاء آن را در امور شرعی جاری نکرده باشند و یا شاید عقلاء آن را در امور شرعی جاری نکرده باشند بدین ترتیب اگر عقلاء کاری انجام ندهند وظیفه ی شارع نیست که در امور غیر شرعی کسی را ردع نماید.
خلاصه کلام:
به خاطر کشف رضایت شارع و موافقتش بر اجراء سیره ی عقلائیه در امور شرعی به ناچار باید دلیل خاص قطعی بر رضایت ایشان اقامه گردد. اما اگر در انجام سیره ی عقلائیه دلیل خاص قطعی ثابت نشود مانند روش عقلاء در رجوع به اهل لغت برای چنین کارهایی اعتباری نیست، اگر چه به وسیله ی این رجوع ها ظن حاصل می شود ولی این ظن ها معتبر نبوده و ان الظن لایغنی من الحق شیا.
منظور از سیره ی متشرعه چیست؟ توضیح دهید.
هرگاه سیره نزد اهل یک شریعت از مسلمانان (یک مشرب فکری میان مسلمانان) بر انجام کاری یا ترک آن در حقیقت از نوع اجماع است، بلکه آن از بهترین نوع از انواع اجماع می باشد، زیرا سیره ی متشرعه اجماع عملی علماء و غیر علماء می باشد.
سیره ی متشرعه به چند دسته تقسیم می شود؟ نام برده توضیح دهید.
1) دانسته شود فلان روش عملی در عصر معصومین (ع) جاری بوده و خود امام معصوم یکی از عاملین بدان سیره بوده است.
2) دانسته نشود فلان روش عملی در عصر معصومین جاری بوده و یا کشف شود فلان عمل پس از عصر معصومین به وجود آمده است.
اگر مورد اول باشد، بی شک آن عمل و روش حجت قطعی بوده و دلالت بر موافقت شارع نسبت به آن عمل می باشد. لذا به خودی خود دلیل بر حکم است. مانند اجماع قولی که موجب حدس قطعی به رای معصوم می شود. بدین ترتیب سیره عقلاء از نظر پذیرش و عدم پذیرش متفاوت می شوند.
اگر به وسیله ی دلیلی، امضاء و موافقت شارع به فلان روش عملی بدست آید معلوم می شود شارع با آن موافق بوده است.
اگر فحص و تحقیق شود و پس از تحقیقات معلوم گردد شارع ردعی به فلان سیره عملی ننموده، باز معلوم می شود شارع با آن مخالف نبوده و موافق است.
اگر مورد دوم باشد، بدین ترتیب نمی توان بهآن روش عملی اعتماد کرد و به وسیله ی آن قطعا کشف نمود، شارع مقدس با فلان عمل موافق است. زیرا بعضی از انسانها کاری را انجام می دهند که جزء عادت اسلامی نیست و یا به خاطر تاثیری است که از غیر مسلمانان گرفته اند و تقلید از دیگران می باشد. و بدین ترتیب با عمل مسلمانان متشرع به آن عمل، میان آنها نشر پیدا کرده و با گذشت زمان های طولانی جزء سیره و روش مسلمین شده است.
شبهاتی از این قبیل مانند بوسیدن دست و ایستادن برای شخص با عظمت و با ارزش و تزیین کردن مساجد و مقبره های اموات و مانند اینها که معلوم نیست از کجچا و به چه علت میان مسلمین رواج پیدا کرده است. بدین ترتیب نمی توان یقین پیدا نمود سیره های موجود در عصر ما آیا در عصر معصومین نیز بوده یا نه؟! با شک در این گونه موارد به ناچار می گوییم (به آنها وقعی نمی نهم و از کنار آنها می گذریم) زیرا شک در حجیت چیزی کافی است تا در حجیتش تردید پیدا کنیم، مگر آنکه با علم کشف شود.